حسن سيد اشرفى

466

نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )

428 - به نظر مصنّف استدلال اعمّىها در وجه سوم كه استدلال امام به آيهء شريفه بوده در چه صورتى تمام و صحيح است ، چرا ؟ ( اذا عرفت هذا . . . التّلبّس بالظّلم ) ج : مىفرمايد : با توجه به اقسام سه‌گانهء اخذ اوصاف عنوانيه در موضوع احكام ، استدلال امام به آيهء شريفه وقتى تمام است كه اخذ عنوان ظالم در آيهء شريفه به نحو اخير يعنى قسم سوّم كه براى اشاره به مبدأ حكم به نحو حدوث و بقاء بوده باشد . زيرا در اين صورت صدق حقيقى ظالم بر افرادى كه در حين تصدّى مقام خلافت در ظاهر متلبّس به ظلم يعنى عبادت صنم نبوده وقتى صحيح است كه مشتقّ براى اعمّ از متلبّس و منقضى از مبدأ وضع شده باشد . چرا كه اگر گفته شود ؛ مشتقّ براى خصوص متلبّس وضع شده است آن‌وقت صدق ظالم بر اين افراد كه مبدأ از آنان منقضى شده به نحو مجاز خواهد بود . 429 - اگر اخذ عنوان وصف در آيهء شريفه به نحو دوّم باشد آيا استدلال به آيه تمام خواهد بود ، چرا ؟ ( و امّا اذا . . . فلا كما لا يخفى ) ج : مىفرمايد : خير ، زيرا اگر اخذ عنوان وصف در آيهء شريفه به نحو دوّم « 1 » باشد استدلال به آيه ، تمام نخواهد بود . زيرا اگر به نحو ثانى كه براى اشاره به علت بودن مبدأ حكم بوده و دخالتش نيز به نحو حدوثى كفايت كند آن‌وقت اگر مشتقّ براى خصوص متلبّس هم وضع شده باشد باز هم صدق ظالم به نحو حقيقت بر فردى كه در زمان تصدّى خلافت ظالم نباشد صحيح است و لازم نيست كه مشتقّ براى اعمّ وضع شده باشد . زيرا اخذ وصف براى اشاره به اين است كه صرف حدوث وصف ظلم در شخص ، موجب ثبوت حكم براى موضوع هم حدوثا و هم بقاء مىشود . بنابراين ، اگرچه فرد ، در گذشته مرتكب ظلم

--> ( 1 ) - مصنف متعرّض قسم اوّل از اخذ عنوان وصف در موضوع نشده است . زيرا در اين قسم روشن است كه در اين صورت استدلال به آيه تمام نخواهد بود . چرا كه اصلا وصف دخالتى در حكم ندارد و تنها عنوان مشير خواهد داشت . ولى از آنجا كه وصف ظالم در آيهء شريفه دخالت دارد روشن مىشود وصف ظالم به عنوان مشير اخذ در موضوع حكم نشده است تا بحث شود استدلال به آيه ، تمام بوده و يا تمام نخواهد بود .